دنيا ازت جلو نزنه
فيلم سه زن ساخته منيژه حكمت را مي ديدم، در صحنه اي از فيلم، هنگاميكه نيكي كريمي كه در نقش يك زن تحصيلكرده، اجتماعي ، منتقد ، فرهنگي ، مسئول پذير و پرتلاش و نگران مشكلات مردم و گنجينه هاي كشور و عضو انجمن هاي مختلف، پس از گم كردن مادر و فرار دخترش در يك سردرگمي به دوستش كه رضا كيانيان در آن نقش بازي مي كرد پناه مي برد. رضا كيانيان پاسخ قشنگي بهش مي دهد كه گويا شرح حال خيلي از ما است. رضا بهش مي گه كه در اين سردرگمي نگران هيچ چيز نباشه و فقط نگران خودش باشد و قهوه اي بخورد و استراحت كند.
رضا به نيكي مي گه تو با سرعت شهاب سنگ در حال حركت و شايد نزول هستي و آنقدر نگران همه چيز اطراف هستي و تلاش مي كني انگار مي ترسي مبادا "دنيا ازت جلو بزنه". لذا نگران چيز هاي با ارزش اطراف هستي و مي خواهي از آنها محافظت كني در حالي كه اگر خوب دقت كني همين قهوه و خواب هم مهم و با ارزش هستند.
آري گاهي ما كاسه داغ تر تز آش مي شويم، گاهي فكر مي كنيم رسالت ما اين است كه همه مشكلات دنيا را حل كنيم و براي آن لحظه اي آرام نمي نشينيم و با قبول مسئوليت هاي مختلف اجتماعي متعدد بدنبال حل آنها هستيم.
و بعد بادي به غبغب مي اندازيم و فكر مي كنيم كه چقدر آدم مسئول و اجتماعي هستيم و چقدر براي مردم صبوري مي كنيم و تحمل و چقدر انسانها و مردم اطراف ما بي اهميت و بي توجه به اين موضوعات هستند. و بعد آنقدر خودمان را گرفتار مي كنيم و آنقدر صبح و شب مشغول انجام اين مسئوليت ها ي بزرگ و با ارزش مي شويم كه از موضوعات اطرافمان فاصله مي گيريم و بعد مي بينيم از همسرمون از بچه مون از دوستانمون و از خودمون غافل شده ايم و آنقدر ازشون دور شده ايم كه شده ايم يك مربي و نصيحت گو و اندرزگويي كه آنها را هم مي خواهيم هدايت كنيم و خط مشي بدهيم.
آري اگرچه از يك بعد معتقديم كه انسان بايد اين حساسيت هاي اجتماعي را داشته باشيم ولي از بعدي هم فكر مي كنم كه راه رسيدن به آن اينگونه نيست بلكه اگر ما فقط سعي كنيم خودمان آدم خوبي باشيم و با اطرافمان هم مهربانتر و ساده تر برخورد كنيم، اگر نخواهيم نگران همه باشيم و همه را هدايت و نصيحت كنیم راه رسيدن به آن اهداف عاليه اجتماعي را پيدا مي كنيم.
اگر به اين نكته دقت كنيم كه آن كسي كه دنيا را بوجود آورده قطعاٌ از هم حساستر و نگرانتر است و قطعاً آنرا همينگونه رها نمي كند آنگاه ما دایه عزيزتر از مادر نمي شويم تا بخواهيم خودمان ،خانواده مان دوستانمان را همه و همه را فدا كنيم تا مشكل دنيا را حل كنيم.
آري مشكلات دنيا فقط مربوط به زمان مانيست گذشته هم بوده است آينده هم خواهد بود مهم اين است كه ما عادي و ساده مثل همه زندگي كنيم و گرنه ما هيچگاه از پس حل همه مشكلات دنيا نمي آئيم.
لذا كافي است ما ابتدا فقط خودمان را درست كنيم همين يك كار كافي است با تاثير فزاينده تر از آن كه بخواهيم همه دنيا را درست كنيم يا بهتر بگويم تغيير دهيم.
جمعه 12:30 شب نياوران-1 اسفند 87
فيلم سه زن ساخته منيژه حكمت را مي ديدم، در صحنه اي از فيلم، هنگاميكه نيكي كريمي كه در نقش يك زن تحصيلكرده، اجتماعي ، منتقد ، فرهنگي ، مسئول پذير و پرتلاش و نگران مشكلات مردم و گنجينه هاي كشور و عضو انجمن هاي مختلف، پس از گم كردن مادر و فرار دخترش در يك سردرگمي به دوستش كه رضا كيانيان در آن نقش بازي مي كرد پناه مي برد. رضا كيانيان پاسخ قشنگي بهش مي دهد كه گويا شرح حال خيلي از ما است. رضا بهش مي گه كه در اين سردرگمي نگران هيچ چيز نباشه و فقط نگران خودش باشد و قهوه اي بخورد و استراحت كند.
رضا به نيكي مي گه تو با سرعت شهاب سنگ در حال حركت و شايد نزول هستي و آنقدر نگران همه چيز اطراف هستي و تلاش مي كني انگار مي ترسي مبادا "دنيا ازت جلو بزنه". لذا نگران چيز هاي با ارزش اطراف هستي و مي خواهي از آنها محافظت كني در حالي كه اگر خوب دقت كني همين قهوه و خواب هم مهم و با ارزش هستند.
آري گاهي ما كاسه داغ تر تز آش مي شويم، گاهي فكر مي كنيم رسالت ما اين است كه همه مشكلات دنيا را حل كنيم و براي آن لحظه اي آرام نمي نشينيم و با قبول مسئوليت هاي مختلف اجتماعي متعدد بدنبال حل آنها هستيم.
و بعد بادي به غبغب مي اندازيم و فكر مي كنيم كه چقدر آدم مسئول و اجتماعي هستيم و چقدر براي مردم صبوري مي كنيم و تحمل و چقدر انسانها و مردم اطراف ما بي اهميت و بي توجه به اين موضوعات هستند. و بعد آنقدر خودمان را گرفتار مي كنيم و آنقدر صبح و شب مشغول انجام اين مسئوليت ها ي بزرگ و با ارزش مي شويم كه از موضوعات اطرافمان فاصله مي گيريم و بعد مي بينيم از همسرمون از بچه مون از دوستانمون و از خودمون غافل شده ايم و آنقدر ازشون دور شده ايم كه شده ايم يك مربي و نصيحت گو و اندرزگويي كه آنها را هم مي خواهيم هدايت كنيم و خط مشي بدهيم.
آري اگرچه از يك بعد معتقديم كه انسان بايد اين حساسيت هاي اجتماعي را داشته باشيم ولي از بعدي هم فكر مي كنم كه راه رسيدن به آن اينگونه نيست بلكه اگر ما فقط سعي كنيم خودمان آدم خوبي باشيم و با اطرافمان هم مهربانتر و ساده تر برخورد كنيم، اگر نخواهيم نگران همه باشيم و همه را هدايت و نصيحت كنیم راه رسيدن به آن اهداف عاليه اجتماعي را پيدا مي كنيم.
اگر به اين نكته دقت كنيم كه آن كسي كه دنيا را بوجود آورده قطعاٌ از هم حساستر و نگرانتر است و قطعاً آنرا همينگونه رها نمي كند آنگاه ما دایه عزيزتر از مادر نمي شويم تا بخواهيم خودمان ،خانواده مان دوستانمان را همه و همه را فدا كنيم تا مشكل دنيا را حل كنيم.
آري مشكلات دنيا فقط مربوط به زمان مانيست گذشته هم بوده است آينده هم خواهد بود مهم اين است كه ما عادي و ساده مثل همه زندگي كنيم و گرنه ما هيچگاه از پس حل همه مشكلات دنيا نمي آئيم.
لذا كافي است ما ابتدا فقط خودمان را درست كنيم همين يك كار كافي است با تاثير فزاينده تر از آن كه بخواهيم همه دنيا را درست كنيم يا بهتر بگويم تغيير دهيم.
جمعه 12:30 شب نياوران-1 اسفند 87
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر