اثبات عقايد
يكي از معضلاتي كه انسان شبه روشنفكر ، يا بهتر بگويم از خود راضي و شبه دانا ممكنه به آن گرفتار بشه اين كه بخواهد طرز فكر ، اعتقادات. احساسات و تمايلاتش را به همه اثبات كند، در نهايت شخص مقابل ر ا از انحراف و اشتباه و سردرگمي نجات دهد.
آري اگر به تعداد انسانهاي روي زمين راه براي رسيدن به مقصد و راه براي زندگي كردن وجود دارد.
و اگر به قول روانپزشكان: نگران مردم و ديگران نباشيد، افراد خودشان راهشان را پيدا مي كنند و مشكلاتشان را حل مي كنند.
و اگر معتقديم كه اگر يك انسان بتواند تا پنجم ابتدائي تحصيل كند، يعني اينكه IP مناسب براي زندگي كردن و انتخاب راه خود را دارد.
پس چرا بايد نگران اعتقادات، طرز تفكر ، احساسات، اشتباهات ديگران باشيم، چرا بايد اگر مطلبي مي دانيم به طرز تفكري رسيديم يا تجربه اي و موفقيتی فكر كنيم فقط ما مي فهميم و فقط ما بهتر مي دانيم و آن وقت فكر كنيم ديگران توده مردم هستند ؟ و بد و خوب را تشخيص نمي دهند و ما بايد به هر طريقي شده دستشان را بگيريم و هدايتشان كنيم تا اشتباه نكنند؟
آري آيا بهتر نيست هر گاه بحثي در جمع مطرح مي شود بلافاصله شروع كنيم به سماجت و اصرار در اثبات اعتقاد و نظر خودمان و تلاش براي قبول عقايدمان به طرف مقابل.
آري چرا تا مي بينيم كسي مي خواهد عملي از نظر ما اشتباه انجام دهد بلافاصله سعي در نصيحت كردن و اثبات اين مطلب هستيم كه كارش بد است، اشتباه است ، غير اخلاقي است و ... و مي خواهيم راهي كه بنظر ما درست است پيش روي او بگذاريم.
آيا اين خيلي ساده انگاري نيست كه فقط يك راه براي زندگي كردن وجود دارد و اينكه فكر مي كنيم فقط همان كار درست است و يا اينكه تنها را هدايت و صالح نمودن ديگران اين است كه ما شروع كنيم به نصيحت كردن و پند ديگران و اثبات خوب بودن حرف خودمان و رفتار خودمان و نقد طرف مقابل و اشتباهاتش.
آيا بهتر نيست بجاي اين: رفتارمان (اگر خوب هستند) الگو باشند و به فكر و شعور ديگران احترام بگذاريم و اجازه بدهيم افراد خودشان تصميم بگيرند و آنقدر نگران صدمات و لطمات احتمالي كه ممكن است به آن شخص يا به آن پروژه بخورد نباشيم.
آيا بهتر نيست اجازه دهيم افراد خود آزمون و خطا كنند و خودشان زمين بخورند تا راه رفتن را ياد بگيرند. و چه خوب است.
يادمان باشد:
فقط ما نمي فهميم و فقط ما توانايي آنجا كارها را بدرستي نداريم بلكه ديگران هم مي توانند.
پس بياييم:
با سماجت در اثبات آنچه كه فكر مي كنيم يا عمل مي كنيم ديگران را از خود دور نكنيم.
عامين يا رب العالمين
جمعه شب اول اسفند87
يكي از معضلاتي كه انسان شبه روشنفكر ، يا بهتر بگويم از خود راضي و شبه دانا ممكنه به آن گرفتار بشه اين كه بخواهد طرز فكر ، اعتقادات. احساسات و تمايلاتش را به همه اثبات كند، در نهايت شخص مقابل ر ا از انحراف و اشتباه و سردرگمي نجات دهد.
آري اگر به تعداد انسانهاي روي زمين راه براي رسيدن به مقصد و راه براي زندگي كردن وجود دارد.
و اگر به قول روانپزشكان: نگران مردم و ديگران نباشيد، افراد خودشان راهشان را پيدا مي كنند و مشكلاتشان را حل مي كنند.
و اگر معتقديم كه اگر يك انسان بتواند تا پنجم ابتدائي تحصيل كند، يعني اينكه IP مناسب براي زندگي كردن و انتخاب راه خود را دارد.
پس چرا بايد نگران اعتقادات، طرز تفكر ، احساسات، اشتباهات ديگران باشيم، چرا بايد اگر مطلبي مي دانيم به طرز تفكري رسيديم يا تجربه اي و موفقيتی فكر كنيم فقط ما مي فهميم و فقط ما بهتر مي دانيم و آن وقت فكر كنيم ديگران توده مردم هستند ؟ و بد و خوب را تشخيص نمي دهند و ما بايد به هر طريقي شده دستشان را بگيريم و هدايتشان كنيم تا اشتباه نكنند؟
آري آيا بهتر نيست هر گاه بحثي در جمع مطرح مي شود بلافاصله شروع كنيم به سماجت و اصرار در اثبات اعتقاد و نظر خودمان و تلاش براي قبول عقايدمان به طرف مقابل.
آري چرا تا مي بينيم كسي مي خواهد عملي از نظر ما اشتباه انجام دهد بلافاصله سعي در نصيحت كردن و اثبات اين مطلب هستيم كه كارش بد است، اشتباه است ، غير اخلاقي است و ... و مي خواهيم راهي كه بنظر ما درست است پيش روي او بگذاريم.
آيا اين خيلي ساده انگاري نيست كه فقط يك راه براي زندگي كردن وجود دارد و اينكه فكر مي كنيم فقط همان كار درست است و يا اينكه تنها را هدايت و صالح نمودن ديگران اين است كه ما شروع كنيم به نصيحت كردن و پند ديگران و اثبات خوب بودن حرف خودمان و رفتار خودمان و نقد طرف مقابل و اشتباهاتش.
آيا بهتر نيست بجاي اين: رفتارمان (اگر خوب هستند) الگو باشند و به فكر و شعور ديگران احترام بگذاريم و اجازه بدهيم افراد خودشان تصميم بگيرند و آنقدر نگران صدمات و لطمات احتمالي كه ممكن است به آن شخص يا به آن پروژه بخورد نباشيم.
آيا بهتر نيست اجازه دهيم افراد خود آزمون و خطا كنند و خودشان زمين بخورند تا راه رفتن را ياد بگيرند. و چه خوب است.
يادمان باشد:
فقط ما نمي فهميم و فقط ما توانايي آنجا كارها را بدرستي نداريم بلكه ديگران هم مي توانند.
پس بياييم:
با سماجت در اثبات آنچه كه فكر مي كنيم يا عمل مي كنيم ديگران را از خود دور نكنيم.
عامين يا رب العالمين
جمعه شب اول اسفند87
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر