۱۳۸۹ مرداد ۲۱, پنجشنبه

بدرود بغداد
ديدن فيلم بدرود بغداد با كارگرداني آقاي مهدي نادري، در سطحي بالاتر از سينماي ايران به عنوان يك فيلم بين المللي مرا به وجد آورد.
قبل از ورود و پرداختن به محتواي فيلم، تصاوير بي نظير همراه با موسيقي كه بدرستي روي آن نشسته است بيننده را خيلي سريع و عميق با حال و هواي منطقه و موضوع مورد بحث فيلم درگير و همراه مي كند.
به نظر من تصوير برداري كم نظير اين فيلم يكي از نقطه قوت هاي فيلم مي باشد، بر خلاف بعضي از فيلم هاي موجود در سينماي ايران كه صحنه هاي روستائي و بياباني را به خشكي همان بيابان نشان مي دهند، در اين فيلم، تصاوير بيابان، بركه و شط و حتي قهوه خانه بقدري زيبا، صميمي و جذاب و ساده هستند كه خيلي سريع بيننده با آنها ارتباط برقرار مي كند و خود را در جو آن قرار مي دهد.
پس از ارتباط برقرار كردن مخاطب با فضا و جو فيلم و احساس نزديكي و يكي شدن با آن براي مدتي بيننده، سرگردان به دنبال محور فيلم مي گردد و به سختي در ذهن خود به دنبال پيدا كردن رابطه اي بين پلان هاي مختلف فيلم است.
در اين قضاوت هاي زود هنگام ذهن ابتدا مخاطب فكر مي كند محور فيلم به تصوير كشيدن بي رحمي و بي عاطفي سربازان آمريكائي است كه حتي به يك كودك نيز رحم ندارند ولي خيلي زود اين قضاوت رد مي شود و سپس مخاطب با ديدن صحنه هاي انفجار و بمب گذاري با خود فكر مي كند كه احتمالاً مي خواهد حركت هاي انتحاري يا حتي تروريستي موجود در عراق را به تصوير بكشد و در نهايت وقتي كه تنفر و انزجار صالح را نسبت به سرباز آمريكائي مي بيند مطمئن مي شود كه محور فيلم را پيدا كرده و خود را آماده مي كند تا از اين به بعد صحنه هاي انتقام گيري و عقده گشايي يك عراقي را نسبت به آمريكائي ببينند.
لذا اينجاست كه همه اينها: تصوير، موسيقي و اين درگيري هاي ذهني مخاطب را آماده مي كند تا در صحنه درگيري لفظي صالح با سرباز آمريكائي ها و به حرف آمدن صالح يك پيغام قوي را با تمام وجود در جانش بپذيرد و آن مظلوميت و بي خانماني و نا امني موجود در منطقه است كه سواي از آنكه علت چيست و مقصر كيست (صدام يا آمريكا) يك معلم رياضي را كه تعليم و تربيت مي كرده است به حركت هاي انتحاري مجبور كرده است.
پس از اين شوك اولي كه به بيننده وارد مي­شود و بيننده را سرشار از لذت ديدن فيلم و فارغ شدن از نگراني­هايي كه از آخر و عاقبت فيلم داشته مي­كند شوك دوم را نيز به مخاطب وارد كرده و او را از مردانگي و رشادت سرباز آمريكايي در دور نشدن از صالح و بغل كردن و خنثي كردن بمب او به وجد مي­آورد.
و از اينجاست كه مخاطب احساسي، با اشك و گريه فيلم را دنبال مي­كند و بي خانماني، ويرانگري و همچنين شاعر بودن و لطيف بودن صالح ها را به زيبايي و عميق ترين حالت ممكن درك مي­كند.


از اينجا به بعد است كه با هم بودن و در كنار هم بودن سربازآمريكايي و صالح پيام هاي عميق خود را در سكوت به مخاطب مي­دهد،پيام صلح و پيام دوستي. و ما به عينه گفتگوي تمدن­ها را در فيلم بخوبي مي­بينيم و درك مي­كنيم، و اين جمله معروف را كه هميشه جنگ بين دو ملتي كه همديگر را خوب نمي شناسند در حاليكه عامل آن دولتمرداني هستند كه كاملاً همديگر را مي شناسند را با تمام وجود درك مي كنيم و اينكه هم سرباز آمريكائي و هم بي خانمان عراقي هر دو انسان هستند هر دو داراي روح لطيف و احساسات پاك انساني هستند و علاوه بر اين متوجه مي شويم كه اينجاست كه آن نگاه هاي بدبينانه و غير انساني كه دو طرف موضوع نسبت به هم دارند از ميان رفته و بيننده چه شرقي و چه غربي هر دو احساس نزديكي و دوستي به هم مي­كنند.
از نقاط قوت ديگر فيلم ، نشان دادن غرور، عزت،شعور همراه با احساس مظلومين منطقه است ، اين موضوع در قسمتهاي مختلف فيلم نمايان است.
آنجا كه در مواجهه صالح با سرباز آمريكايي ابتدا با وجود تمامي تنفرها و نارضايتي كه صالح از حضور سربازان آمريكايي در منطقه خود دارد به دور از همه بلاهايي كه بر سر خود و خانواده و عشقش آمده است، او را از مرگ نجات مي­دهد و موضوعات را با هم قاطي نمي­كند و پس از نجات وي ديگر او را تحويل نمي­گيرد و انزجار و ناراضي بودن خود را از آنها بيان كرده و عظمت و زيبايي كار اول خود را بيشتر هويدا مي­كند و در نهايت وقتي ساز خود را در ويرانه ها به دست مي­گيرد وجود احساس و هنر را در منطقه به مخاطب ديكته مي­كند و بر اين نكته انگشت مي گذارد كه چرا امروز به اين حال و روز افتاده است.
همچنين در جاي ديگر بخوبي و عميق ،‌وفاداري و عشق لطيف و دوست داشتني برقع را به صالح به بهترين نحو خود نشان مي دهد و وقتي اين موضوع با احساس مسئوليت برقع ،‌زني كه كار مي كند ،‌درآمد كسب مي كند و پا به پاي مردان و حتي فراتر از مردان در اجتماع حضور دارد تلفيق مي شود مي توان گفت بسيار خوب توانسته است مرد و زن منطقه را به تصوير كشيده و احساس نزديكي تمدن ها و ملت ها را به جهانيان ارائه نمايد .
از نقاط ديگر ابتكار اين فيلم ، دوبله نشدن زبانها ،‌لهجه و بيان بي نقص زبانهاي : عربي ،‌انگليسي ،‌كردي است همچنين ديالوگ هايي كه بسيار بجا همراه با زير نويس انتخاب شده است كه حتي بيننده اي را كه با آن زبان نا آشناست خيلي احساس نياز به زير نويس ها نمي كند و بيان زيباي آنها توسط بازيگر ، ‌بخوبي براي بيننده معني حرفها را قابل درك مي كند . طوري كه تلفيق زبان انگليسي و عربي در صحبتهاي سرباز آمريكايي و صالح اصلاً محسوس نيست .
در نهايت اينكه اين فيلم پيام يكي بودن فطرت همه انسانها و پيام صلح و دوستي است، يك فيلم فرا منطقه اي و قطعاً بين المللي است .
ضمن تبريك به كليه كسانيكه در تهيه و توليد اين فيلم نقش داشته اند . اميدوارم آنطور كه حق اين فيلم است تلاشي براي نمايش اين فيلم براي همه انسانهاي كره خاكي فراهم آيد .
خرداد 89

هیچ نظری موجود نیست: